ادغام و اکتسـاب داراییها
ادغام و اکتساب دو نوع استراتژی تجدید ساختار سازمانی است که نقش موثری در اکثر استراتژیهای شرکتی بازی میکند. ایجاد همافزایی در جنبههای مختلف به عنوان اهداف کلان شرکتها در ادغام و اکتساب، محوریترین موضوع در این رابطه بوده و میتواند به سه دسته زیر تقسیمبندی گردد:
- همافزایی مالی،
- همافزایی عملیاتی و
- همافزایی استراتژیک
ادغام و اکتساب داراییها (M&A)
ادغام و اکتساب داراییها (M&A) مفهوم و معانی حقوقی متفاوتی دارد. بطور معمول به معاملات بین دو شرکت گفته می شود که در مرحله ترکیب یا ادغام شدن می باشند. ادغام و اکتساب دو نوع استراتژی تجدید ساختار سازمانی است که نقش موثری در اکثر استراتژیهای شرکتی بازی می کند.
ادغام زمانی رخ می دهد که دو شرکت تصمیم به ترکیب داراییها و بدهی هایشان می گیرند و یک شرکت جدید به وجود می آورند یا زمانی که یک شرکت، شرکت دیگری را خریداری می کند.
اکتساب خرید درصدی از دارایيها و یا اوراق بهادار یک شرکت جهت به دست آوردن مدیریت کنترلی آن است.
ایجاد همافزایی در جنبه های مختلف به عنوان اهداف کلان شرکتها در ادغام و اکتساب، محوریترین موضوع در این رابطه بوده و به سه دسته زیر تقسیم می شود:
- هم افزایی مالی،
- هم افزایی عملیاتی و
- هم افزایی استراتژیک

هم افزایی مالی
هم افزایی مالی موجب می شود بازدهی شرکت به صورت جریانهای نقدی بالاتر و یا هزینه سرمایه (نرخ تنزیل) پایین تر ظاهر شود. در واقع، پس ادغام و اکتساب، هزینه سرمایه هر دو شرکت کاهش می یابد چرا که هزینه انتشار اوراق بدهی و اوراق سرمایه برای شرکتهای بزرگتر، کمتر است. همچنین جریان های نقدی مازاد موجب افزایش نقدینگی، کاهش احتمال ورشکستگی و ایجاد سرمایه داخلی برای شرکت شده و در نتیجه شرکتهای اکتساب گر می توانند با استفاده از جریانهای نقدی مازاد شرکت هدف، فرصتهای سرمایه گذاری خود را افزایش دهند.
اهداف جزئی تر در هم افزایی مالی عبارتند از:
استفاده از ظرفیت مالیاتی
سود ناشی از معافیت مالیاتی یکی از دلایل قوی برای برخی از اکتسابها محسوب می شود. سودهای مالیاتی که از اکتساب حاصل می شوند در بردارنده موارد زیر است:
- استفاده از زیانهای مالیاتی که ماحاصل زیان عملیاتی خالص است،
- استفاده از ظرفیت بدهی استفاده نشده و
- استفاده از وجوه اضافی
مطابق با آییننامه اجرایی بند “ز” ماده (۱۱۱) اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم، مفهوم ادغام یا ترکیب شرکتها از لحاظ مقررات مالیاتی به دو صورت ذیل می باشد:
الف) انتقال داراییها و بدهیهای یک یا چند شرکت به یک شرکت دیگر که از این پس شرکت موجود نامیده میشود، به طوری که شرکتهای ادغام شونده منحل میشوند لکن شرکت موجود نام و هویت خود راحفظ کرده و دارایی و بدهی آن بهمیزان جمع دارایی و بدهی شرکتهای ادغام شونده افزایش مییابد.
ب) انتقال داراییها و بدهیهای یک یا چند شرکت به شرکت جدید، به طوری که شرکتهای ادغام شونده منحل شده و میزان دارایی و بدهی شرکت جدید معادل جمع داراییها و بدهی های شرکتهای ادغام شونده خواهد بود.
افزایش ظرفیت بدهی
اگر جریانهای نقدی شرکت هدف و شرکت اکتساب گر با یکدیگر مرتبط باشد، جریانهای نقدی حاصل از تلفیق دو شرکت نسبت به شرکتهای مجزا، نوسان کمتری خواهد داشت. همچنین شرکتها قدرت وام گیری بیشتری نسبت به دو شرکت مجزا دارند و می توانند از مزایا مالیاتی بیشتری استفاده نمایند. مزایای مالیاتی می توانند بصورت جریانهای نقدی بالاتر یا هزینه سرمایه کمتر ظاهر شود و به دنبال آن استفاده بیشتر از بدهی برای تأمین سرمایه امکان پذیر گردد.
اصلاح ساختار دارایی
معمولا شرکتهای کوچک دارای یک محصول منحصر به فرد می باشند اما با مشکل کمبود کارشناس و یا سیستم فروش مواجه هستند. بنابراین شرکتهای بزرگتر جهت تولید و بازاریابی اینگونه محصولات در ابعاد وسیعتر اقدام به اکتساب آنها می نمایند. البته دو شرکت بزرگی که دارای منابع مکملی باشند نیز می توانند ادغام یا اکتساب شوند در نتیجه ارزش دو شرکت با یکدیگر بیشتر از زمانی است که هر یک به صورت مجزا به فعالیت خود ادامه دهند، زیرا هر یک دارای منابعی هستند که دیگری ندارد و ارزانتر از زمانی است که مجزا از یکدیگر بوده اند. همچنین شرکتها برای بقای خود می بایست تکنولوژی خود را ارتقا دهند. از این رو خرید یک شرکت کوچک با تکنولوژی برتر باعث می شود که شرکت در یک محیط رقابتی دوام بیاورد و رشد کند.
تملیک سهام زیر قیمت
ادغام و اکتساب زمانی که ارزش بازاری شرکت هدف بصورت قابل ملاحظه ای کمتر از هزینه جایگزینی اش باشد، بازده خوبی را فراهم می کند. همزمان با افزایش ارزش شرکت، مالکان شرکت که همان صاحبان سهام هستند از سود حاصله منتفع می شوند که به آن سود صاحبان سهام می گویند.
غالبا شرکتها از طریق کاهش در هزینه و بهبود کارایی عملیاتی، ایجاد انگیزه مطلوب برای مدیران و یا بهبود قدرت بازار، اقدام به افزایش ارزش شرکت می نمایند.
هم افزایی استراتژیک
برخی از اکتسابها دارای مزایای استراتژیک می باشند. اگر برخی اقدامات همچون انعطاف پذیری مدیریت با توجه به عملیات آتی شرکت صورت پذیرد، فرصت بهره مندی از محیط رقابتی برای شرکتها ایجاد می شود. به عبارتی هم افزایی استراتژیک بیشتر شبیه یک گزینه سرمایه گذاری است تا یک استاندار سرمایه گذاری.
براساس مطالعات سگیل در معاملات اکتساب شرکتها، دو نوع خریدار وجود دارد:
- اکتساب کننده مالی که شرکتها را برای سرمایه گذاری مالی و استفاده از فرصتهای سرمایه گذاری خریداری می کنند و
- اکتساب کننده استراتژیک که شرکتهای هدف را برای توسعه و بقای کسب و کار خود خریداری می کنند. خریداران مذکور، استراتژی خرید و اکتساب را به منظور تقویت، توسعه و تکمیل عملیات خود به کار می گیرند و از این طریق مزیت رقابتی خود را افزایش می دهند.
اهداف جزئی تر در هم افزایی استراتژیک به شرح زیر قابل تفکیک می باشند:
تنوع بخشی برای کاهش ریسک
تنوع بخشی یکی از مزایای اصلی استراتژیهای ادغام و اکتساب بخصوص ادغامهای نامرتبط محسوب می شود. ادغام دو شرکت نامرتبط موجب کاهش ریسک تجاری و در نهایت کاهش نرخ تنزیل شرکتی شده و منجر به افزایش ارزش بازاری شرکت می شود. در شرایط عملیاتی، اگر جریانهای درآمدی دو شرکت دارای همبستگی منفی با یکدیگر باشند، ریسک تجاری کاهش فزآینده ای خواهد داشت و مزایای تنوع بخشی برای شرکت به وجود می آید. تنوع بخشی باعث کاهش ریسک غیرسیستماتیک یک شرکت خواهد شد. مدیران شرکتهای مادر اعتقاد دارند که به وسیله خرید شرکتهای متعلق به کسب و کارهای دیگر و تنوع بخشی می توان نوسان بازده و ریسک را کاهش داد و موجب افزایش ارزش بالقوه شد.
کاهش رقابت
ممکن است شرایط رقابتی، شرکتها را ترغیب به اکتساب نمایند. در بازارهایی که پویا هستند و بازار سهام شرکتها دارای ثبات است، شرکتهای تازه تأسیس به سختی می توانند وارد بازار شوند. زیرا حضور آنها مستلزم افزایش ظرفیتها می باشد. بنابراین شرکتهای تازه تأسیس ترجیح می دهند در قالب اکتساب به بازار راه پیدا نمایند تا ریسک واکنشهای رقابتی کاهش یابد. در برخی از موارد انگیزه اصلی، تثبیت یک صنعت است که این امر از طریق بستن ظرفیت شرکت هدف در راستای تعادل هرچه بیشتر عرضه و تقاضا صورت می پذیرد.
اصلاح ساختار مدیریتی
مدیران به دلایل گوناگون، مطابق با سلایق سهامداران رفتار نمی کنند. گاهی نیز مدیران، برخی داراییها را با هزینه های هنگفت برای نفع شخصی خود خریداری می کنند. شرکت اکتسابگر هم با جایگزینی مدیریت سعی در افزایش ارزش شرکت هدف می کند.
انگیزه های مدیریتی برای ادغام و اکتساب را می توان در قالب سه تئوری زیر مطرح کرد:
- تئوری مدیریت ناکارا: تئوری مدیریت ناکارا بر مبنای نظریه ای است که مدیریت شرکت به دلیل کمبود دانش یا صلاحیت، توانایی جذب ارزش بالقوه برای شرکت را ندارد. لذا با جایگزینی مدیریت کاردان از طریق ادغام و اکتساب می توان ارزش حقوق صاحبان سهام را افزایش داد.
- تئوری اختیار مدیریتی: توجیه اصلی برای انگیزههای مدیریتی مربوط به تئوری نمایندگی است که بیان می کند گاها مدیریت شرکت انگیزه های شخصی مانند افزایش شهرت، افزایش تعدیلات مالی و دستیابی به میراث ماندگار در قالب یک امپراطوری را که در تضاد با منافع صاحبان سهام است، دنبال می کند.
تئوری غرور: این تئوری با یک رویکرد روانشناسانه در راستای توضیح ادغام و اکتساب پدید آمده است. این تئوری بیان می کند که مدیریت شرکت اکتسابگر، توانایی خود را برای اکتساب شرکت هدف بیش از حد واقعی ارزیابی می کند. این خوش بینی مدیریتی منجر به یک تصمیم گیری اشتباه شده و ادغام و اکتساب بیش از حد ارزشگذاری می شود.
افزایش اندازه شرکت
ارتباط میان اندازه شرکت و ساختار آن یکی از موضوعات اصلی در تئوری سازمانی است. مطالعات نشان داده است که اندازه سازمانی یکی از ویژگیهای کلیدی بروکراتیک همچون رسمی تر شدن و تقسیم کار محسوب می شود. همچنین ادغام و اکتساب فرصتی را برای شرکتها فراهم می کند تا نه تنها در سطح ملی بلکه منطقه ای و جهانی به رقابت بپردازند. اندازه شرکت از دو جنبه دارای اهمیت است:
- اندازه وجوه بدست آمده و
- جذب مشتریان جدید.
ارتباط میان اندازه و بروکراسی شرکتی نشان می دهد که اندازه شرکت، ارتباط مثبتی با بازده حاصل از ادغام و اکتساب دو شرکت دارد.
هم افزایی عملیاتی
هم افزایی عملیاتی، امکان دستیابی به تولید و یا کارایی اداری را حاصل می کند. همچنین آن دسته از فعالیتهایی است که به شرکتها اجازه می دهد تا درآمد عملیاتی را افزایش و هزینه هایشان را کاهش دهد. زیرا می توانند خطوط تولیدی متعادل تر و سیستم توزیع قوی تری را راه اندازی نمایند. علاوه بر این هزینه های شرکت به دلیل صرفه به مقیاس در بخشهای تولیدی، بازاریابی، خرید و مدیریت کاهش می یابد.
هم افزایی عملیاتی را می توان در چهار دسته تقسیم بندی کرد:
صرفه در مقیاس
در اکتساب یک شرکت با رقیبش، صرفه به مقیاسی به وجود می آید که منجر به کاهش میانگین هزینه های تولیدی از طریق حذف بخشهای زائد شرکتها می شود. به عبارت دیگر زمانی که میانگین هزینه های تولید کاهش و تولیدات افزایش یابد صرفه به مقیاس پدید می آید.
همچنین رقبایی با یک جایگاه مشترک ممکن است در راستای افزایش مشتریانشان ترکیب شوند. دستیابی به صرفه در مقیاس هدف طبیعی ادغامهای افقی است. ولی برخی از این صرفهها در ادغامهای نامرتبط نیز رخ می دهد تا خدمات اصلی همچون خدمات دفتری مدیریت و حسابداری، کنترل مالی، توسعه ابعاد اجرایی و حتی مدیریت سطوح بالای مدیریتی را به اشتراک بگذارند.
صرفه در حیطه
براساس دیدگاه پورتر یکی از اهداف و انگیزه های ادغام و اکتساب شرکتها دستیابی به صرف جویی در حیطه است. هنگامیکه بهای تمام شده تولید مشترک دو محصول در یک شرکت کمتر از جمع بهای تمام شده تولید محصولات مذکور در دو شرکت مجزا باشد، صرفه جویی در حیطه بدست می آید. به عبارت دیگر استفاده از ظرفیت تولید دو یا چند محصول مشابه منجر به صرفه جویی در حیطه می شود. صرفه در حیطه نوعی صرفه در مقیاس است که در شرکتهای چند محصولی یا شرکتهایی با چند زنجیره عرضه، رخ می دهد. اگر متوسط هزینه های تولید در یک شرکت کمتر از هزینه های تولید همان محصولات در دو شرکت مجزا باشد صرفه در حیطه ایجاد می شود.
افزایش سهم بازار
با استفاده از استراتژی ادغام و اکتساب، سهم بازار شرکتهای خریدار افزایش و تعداد رقبا کاهش می یابند. براساس تحقیقات کوک، دو راه برای افزایش سهم بازار وجود دارد.
روش اول) شرکتهای خریدار، سهم بازاری خود را از طریق ایجاد خطوط تولید جدید یا خرید شرکتهای فعال در مناطق جغرافیایی مختلف افزایش می دهند.
روش دوم) خط تولید فعلی را با افزایش ظرفیت تولید بهبود می بخشند.
در مواردی هر دو روش تواما توسط شرکتهای خریدار به کار گرفته می شود. شرکتهای خریدار سعی دارند با اکتساب شرکتهای رقیب، قدرت و کنترل بازار را بدست آورده و رهبری قیمت محصول را به عهده گیرند.
توانایی در تعیین قیمت، تعداد و ماهیت محصولات فروخته شده و خلق سودآوری بالاتر از سودآوری نرمال بازار را “قدرت بازار” گویند.
ورود به کسب و کار جدید و بین المللی شدن
ادغام و اکتساب راهی برای ورود به کسب و کار جدید است. در پی چنین اهدافی شرکتها از جریانهای نقدی حاصل شده از اکتساب برای سودآوری و کسب داراییهایی با ارزش بالقوه استفاده می کنند و سپس این داراییها را در راستای کسب و کار فعلی شرکت یا کسب و کار دیگری به کار می گیرند. به طور کلی ادغام و اکتساب راهی است تا شرکتهای اکتساب گر بتوانند مستقیما در قالب یک شرکت دیگر به بازارهای جهانی ورود پیدا کنند.

انواع روشهای ادغام و اکتساب داراییهای
با توجه به سیاستهای اقتصادی و توسعه ای سرمایه گذاران به دو گروه اصلی به شرح زیر تقسیم می شود:
گروه اول) ادغام و اکتساب داراییها بر اساس روش و شیوه انجام کار
افقی: یک ادغام افقی بین دو شرکت که در صنایع مشابهی فعالیت می کنند و ممکن است رقیب و یا همکار یکدیگر باشند و با هدف افزایش توان رقابتی و توسعه سهم بازار، رخ می دهد.
عمودی: یک ادغام و اکتساب عمودی بین یک شرکت و تامین کننده آن و یا یک شرکت و مشتریان آن در طول زنجیره تامین، با هدف تثبیت و توسعه موقعیت شرکت در صنعت مربوطه صورت می گیرد. در ادغام عمودی ضمن افزایش قدرت رقابت در بازار و کاهش شوکهای خارجی مربوط به محیط کسب و کار، شرکت می تواند کنترل بیشتری به روی زنجیره تامین کالاها و عرضه محصولات خود داشته باشد.
مجتمع: این نوع ادغام و اکتساب بین شرکتهای صنایع مختلف و غیر مرتبط با هدف متنوع سازی بازارهای هدف و توسعه کسب و کار انجام می شود.
گروه دوم) ادغام و اکتساب داراییها براساس انواع فرمهای اجرایی
قانونی: در این روش یک شرکت یا نهاد اقتصادی بزرگ با خرید داراییها و بدهیهای شرکت هدف، کسب و کار آن شرکت را در اختیار گرفته و فعالیت شرکت هدف (ادغام شده) به عنوان یک نهاد اقتصادی متوقف می شود.
شرکت فرعی: در این روش شرکت سرمایه گذار مالکیت سهام شرکت هدف را خریداری و آن را به عنوان یک شرکت زیر مجموعه در سبد سرمایه گذاریهای خود قرار می دهد و شرکت هدف نیز در چارچوب رویه ها و دستورالعملهای ابلاغی از سوی سهامدار جدید به فعالیت خود ادامه میدهد.
تجمیع/تلفیق: در این روش هر دو شرکت بعد از ادغام در یکدیگر به یک نهاد اقتصادی یا شرکت جدید تبدیل شده و شرکتهای قبلی غیر فعال می شوند.
خدمات قابل ارائه در حوزه: ادغام و اکتساب داراییها
با توجه به اینکه در عملیات ادغام و تمکل داراییها ساختار حاکمیتی و سرمایه ای شرکت به طور جزئی و یا کلی دچار تغییرات خواهد شد، لازم است قبل از هرگونه اقدامی نسبت به دریافت نظرات صاحبان سهام و مدیران اثرگذار در فعالیتها اقدام گردد. لذا اهم خدمات قابل ارائه در این زمینه عبارتند از:
- بررسی ساختار حاکمیتی شرکت سرمایه گذار و شرکت هدف و تعیین انطباقها و اختلافات بین شرکتها (از لحاظ عملیاتی، حاکمیتی، مالی و سرمایه ای)
- بررسی صنایع مورد نظر و تحلیل مزیتها و محدویتهای رقابتی صنایع و میزان اثرگذاری بر روی یکدیگر
- بررسی شرایط قانونی و قابل اجرا بودن فرآیند ادغام و اکتساب
- تهیه مدل عملیاتی و اعلام کلیه مزایا و معایب و محدودیتهای پیش بینی شده
- انجام مراحل قانونی ادغام و یا اکتساب داراییها و ثبت کلیه اقدامات انجام شده در این خصوص
تماس با ما برای اطلاعات بیشتر